X
عضو آرتافرش شو
با عضویت در خانواده آرتافرش، از مزایای بینظیر عضویت، برخوردار شو
-امکان پیگیری تراکنشها
-تخفیفات موردی
-دریافت پشتیبانی سریعتر
-امکان درج مشخصات به عنوان بافنده
-امکان درج مشخصات به عنوان طراح
-امکان درج مشخصات به عنوان رنگرز
-امکان حذف نام آرتافرش از روی نقشه ها
برای عضویت در آرتافرش اینجا کلیک کنید
آرتافرش چطور بوجود آمد

شب بود، دیروقت بود در حال نوشتن برنامه بودم. ساعت رو نگاه کردم و دیدم که یک ربع از دوازده نیمه شب گذشته. تنها بودم در دفتر کار ساکتی در مرکز شهر اردبیل. خسته از کار، لپتاپم رو خاموش کردم و کار رو تعطیل کردم تا برگردم به منزل برای استراحت.
از ساختمان که خارج شدم دیدم با شدت تمام داره برف میباره. دقیقا یادم هست که هفتم دی ماه سال 94 بود و باریدن برف و سرمای سوزناک اردبیل چیز غیر عادی نبود.


نا امید از اینکه بتونم تاکسی گیر بیارم برای برگشتن به خونه ولی رفتم ایستادم کنار خیابون. تک تنها بودم. چند دقیقه ای ایستادم تا ماشینی رد بشه و من رو سوار کنه. از دور دیدم که یک پراید سفید داره نزدیک میشه. تو دلم خدا خدا میکردم که منو سوارم کنه تا برم خونه و راحت کنار بخاری بخوابم. پراید رسید و بوق زد من هم فوری مسیرم رو گفتم " خیابان فلسطین؟" پراید ایستاد و من سوار شدم.
تا این لحظه من هیچ چیزی در مورد فرش و تابلوفرش و این مسائل نمیدونستم؛ راستی یادم رفت که خودم رو معرفی کنم، من بهرام ناظری یک جوان 25 ساله ای بودم که تازه خدمت سربازی رو تموم کرده بودم و یک برنامه نویس و مهندس کامپیوتر بودم که کاری جز کد نوشتن نداشت.
برگردیم به داستان آرتافرش؛ من نشستم صندلی جلوی پراید و راننده شروع به حرکت کرد. نگاهی به راننده کردم، یک مرد مسن با موهای سفید با یک نخ سیگار روی لب، طبق عادت همیشگی با راننده شروع به صحبت کردیم و در مورد همه چیز از سیاست تا اقتصاد با هم تبادل نظر کردیم تا اینکه راننده از من در مورد کارم پرسید. کمی در مورد کارم توضیح دادم. راننده که معلوم بود از حرفام سر در نمیاره ازم پرسید و گفت "یعنی میتونی یه برنامه بنویسی که نقشه تابلوفرش برامون طراحی کنه". منم بدون مکث گفتم "اره، کار من همینه!". تودلم گفتم که این راننده هم مثل مشتریای دیگه میاد و براش یه برنامه مینویسم و پولی بدست میارم.


تا انتهای مسیر در مورد فرش و نقشه با هم گپ زدیم تا اینکه رسیدیم به مقصد. از جیبم کرایه رو دراوردم و همراه با پول، کارتم رو هم دادم بهش و برای فردا قرار گذاشتیم که آقا صفر بیاد دفتر کارم تا در مورد قرارداد با هم صحبت کنیم.
فردا صبح که برگشتم به محل کار، شروع کردم به جستجو تو اینترنت در مورد نقشه تابلوفرش و اطلاعاتی در مورد انواع نقشه ها کسب کردم تا وقتی آقاصفر میاد پیشش کم نیارم.
اون روز تا شب منتظر آقا صفر بودم که بیاد ولی نیومد. این مورد برام عادی بود چون اکثر مشتریا بدقولی میکردن و وقت نشناس بودن. مطمئن شدم که دیگه امروز از اقا صفر خبری نشد و رفتم خونه. چند روز پشت سر هم گذشت ولی از اقا صفر خبری نشد؛ نمیدونید چقدر به خودم فحش دادم که چرا بجای دادن شماره خودم، شماره اقا صفر رو ازش نگرفتم که تونم بهش زنگ بزنم.


روزها گذشت و خبری از اقاصفر نشد تا اینکه روز 29 دی 94 یعنی حدود 22 روز بعد از اشنایی با اقا صفر اولین چراغ توی مغزم روشن شد، پیش خودم گفتم "اگر اقا صفر این نرم افزار رو میخواست حتما کسایی دیگه ای هستند که این نرم افزار بدردشون بخوره" پس  تصمیم گرفتم که نرم افزار رو برای خودم بنویسم، شاید تونستم این نرم افزار رو به بافنده ها یا افراد دیگه بفروشم. همون روز دست بکار شدم و شروع به نوشتن نرم افزار کردم. نوشتن نرم افزار اولیه حدود 4 ماه طول کشید تا اینکه 13 اردیبهشت 95 نرم افزار اولیه آماده شد و تمام تست ها رو با موفقیت انجام داد. منم خوشحال و راضی از اینکه کار رو تموم کردم.
روزهای بعد تمام تلاشم رو کردم تا بتونم نسخه ای از این نرم افزار رو بفروشم ولی دریغ از کوچکترین توجه. پیش هرکسی رفتم هیچکس حتی نمیخواست که حرفهام رو بشنوه. حتی نمیخواستند بدونند که این نرم افزار چه کاری انجام میده. حتی پیشنهاد دادم که طراحی نقشه رو به تیم ما بسپارند ولی انگار نمیشنیدند. چراغ اول پوچ از اب دراومد و من به معنای واقعی کلمه نا امید شده بودم. 


چند روزی گذشته تا اینکه روز 26 تیر 95 چراغ دوم تو مغزم روشن شد. پیش خودم گفتم، حالا که کسی نمیاد نرم افزار رو ازم بخره، میتونم یک وبسایت طراحی کنم و نقشه هایی که با نرم افزارم طراحی شدند رو تو سایت بفروشم. دوباره امیدوار شدم و فورا دست بکار شدم و شروع به طراحی سایتم کردم. نام دامنه سایت رو ثبت کردم و طولی نکشید که سایت رو اوردم بالا و نقشه ها رو توش برای فروش گذاشتم. 
چند ماه گذشت ولی هیچ خبری از مشتری یا کاربری که نقشه ها رو بخره نبود. داشتم دوباره نا امید میشدم. کاربرها حق داشتند، نقشه ها سایز ثابت داشتند و رنگهاشون هم ثابت بود. یکی طرح رو میپسندید ولی سایز نقشه دلخواهش نبود یکی دیگه سایز دلخواهش بود ولی تعداد رنگ نقشه راست کارش نبود. چراغ دوم هم پوچ ازاب دراومد.


اینبار طوری سرخورده شده بودم که تا ماهها این پروژه رو از ذهنم پاک کردم. بیش از یکسال از وقایع گذشته بود و نام دامنه سایت منقضی شده بود و سایت از دسترس خارج بود و من همچنان پروژه آرتافرش رو پایان یافته تلقی میکردم. تا اینکه یک روز در حین انجام کارها چراغ سوم تو مغزم روشن شد.


پیش خودم گفتم اگر سایتی باشه که مردم بیان عکس مورد نظر خودشون رو ارسال کنند و بتونند ابعاد و تعداد رنگ رو هم خودشون انتخاب کنند حتما استقبال میکنند. اینبار دوباره امیدوار شدم و با سرعت هرچه بیشتر پریدم پشت سیستم تا زود نام دامنه منقضی شده رو دوباره ثبت کنم. خدا رو شکر کسی آرتافرش رو بعد از من ثبت نکرده بود. دوباره ثبتش کردم به اسم خودم و شروع کردم به نوشتن برنامه برای وبسایت.
وای خدای من، چه کار سختی قرار بود انجام بدم. درسته که قبلا قسمتهای اصلی برنامه رو نوشته بودم ولی اون برنامه وابسته بود به فتوشاپ، الان باید قسمتهایی که قبلا فتوشاپ انجام میداد رو هم بنویسم. کار خیلی سختی بود ولی از اونجایی که کارشناسی ارشدم رو تو رشته هوش مصنوعی تموم کرده بودم تواناییش رو داشتم. سایت جدید رو تونستم ابان ماه 95 بیارم بالا و چند روزی طول نکشید که اولین پرداخت آنلاین انجام شد. توی تمام عمرم احساسی مثل اون لحظه رو نداشتم، واقعا داشتم بال در میاوردم از خوشحالی که بالاخره کسی پیدا شده که کارم رو دیده و ازش استفاده کرده. اون روز هزینه ای که برای تبدیل انلاین تعیین کرده بودم خیلی پایین تر از الان بود ولی از طرفی کیفیت و امکانات هم پایین تر بود.


از اون لحظه فهمیدم که آرتافرش ادامه دار خواهد بود. الان چند سالی از اون لحظه میگذره و ما الان یک تیم چند نفره برنامه نویسی و پشتیبانی آرتافرش هستیم. درسته که نسبت به اون روز کیفیت کار فعلی ما بسیار بهتر هست ولی هنوز هم جا برای پیشرفت داریم. با وجود حمایت شما کاربران ما روز بروز در حال بروز رسانی سایت هستیم و تمام تلاش خودمون رو برای هرچه بهتر شدن انجام میدیم.
من به عنوان مدیر این مجموعه به شما کاربران عزیز این مژده رو میدم که در آینده ای نزدیک شما شاهد ویژگیهایی در آرتافرش خواهی بود که حتی در مخیله بسیاری از افراد نمیگنجه. ویژگی هایی که که آرتافرش رو به یک موجود بسیار باهوش و هوشمند تبدیل خواهد کرد.
پیشنهاد میکنم اگر شما بسیار حرفه ای هستید و الان از خدمات آرتافرش راضی نیستید، هر چند وقت یکبار به ما سر بزنید تا از ویژگیهای جدید آرتافرش مطلع بشید.




پیشنهاد میکنیم مطالب زیر را نیز مشاهده کنید
لطفا نظر خود را در مورد این مطلب ثبت کنید
عنوان :
تاریخ ارسال : همین الان
نام و نام خانوادگی و شهر :


نظرات کاربران
هیچ نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهد.

Copyright © 2016 www.ArtaFarsh.com - Designed By ElbayTeam